تبليغاتX
کتاب شناسی جواد نعیمی

کتاب شناسی جواد نعیمی

معرفی آثار جواد نعیمی

 

 

 

64-    در پي محمل جانان

ناشر : به نشر (انتشارات آستان قدس رضوي )

چاپ اول : 1382

شمارگان : 3000 نسخه

72 صفحه – رقعي

    

     اين كتاب در بردارنده ي نجواهايي با امام زمان (عج) در قالب قطعه هايي ادبي است. يكي از نوشته هاي ادبي درپی محمل جانان گل نثار مقدم یار نام دارد که در بخشی از آن می خوانیم: 

 

  هر چه گل است، به سمت آمدن تو، نثار باد!

 هر چه شكفتن است از سوى دست‏هاى تو، پايدار باد!

 هر چه گفتن است از نام و ياد تو، پيوسته افزون و پربار باد!

 اى دلدار! اى محبوب عاشقان اين ديار! اى برترين يار! از آن زمان كه مردمان، قابليت تنفس و زندگى در حضور تو را از دست دادند، بر جان هر فرزانه‏اى آتشى در افتاد كه همه وجودش را خاكستر كرد! همچنان كه امروزه روز، نيز، پروانه‏هاى دلسوخته عشق تو، گرداگرد شمع ياد و نام تو مى‏چرخند و بر زبان همه عاشقان نام تو مى‏درخشد، اى مولا! اى كاش، پيشينيان مى‏دانستند كه در حضور تو چگونه بايد باشند، تا ما را به غيبت رويت مبتلا نكنند! و اى كاش بتوانيم عوامل بازدارنده ي ظهور تو را باز شناسيم و با زدودن آن‏ها، دست به كارى بيازيم كه خداوند دانا، به ما لياقت ديدارت را اى مولا، عنايت فرمايد.

+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 1:22  توسط جواد نعیمی  | 

 

 

63 - دنياي قصه و افسانه

ناشر : نشر جليل – مشهد

چاپ اول : 1381

شمارگان :3000 نسخه – رقعي

174 صفحه

   

     اين كتاب در دو بخش تنظيم شده . بخش اول در بر دارنده ي داستان هايي است كه خودم نوشته ام و بخش دوم شامل قصه ها و افسانه هايي است كه از زبان هاي عربي و انگليسي ترجمه كرده ام .دربخش اول بيست داستان كوتاه و در بخش دوم بيست و دو قصه و افسانه آورده شده است. دراين جا ، يكي از داستان هاي كوتاهي را كه خودم نوشته ام از كتاب دنياي قصه و افسانه براي تان نقل مي كنم :

 

    زير نور نقره‏اى ماه

 

    شب ماهتابى زيبايى بود. سكوت بيابان را تنها گاهى صداى زوزه‏ى حيوانى در هم مى‏شكست... نگاهى به اين سو و آن سو انداخت و هيكل درشت و ورزيده‏اش را كمى جابه جا كرد. انگار به خودش مى‏گفت: ما هم براى خودمان كسى هستيم! نور نقره‏اى رنگ ماه، همه چيز را زيباتر از آن‏چه بود، نشان مى‏داد. گوش هايش را براى شنيدن صداهاى اطرافش تيز كرد. نگاهى به آسمان انداخت و چيزى را در آن جا ديد كه جادوگرانه دلش رابرد. ماه، در آن جا، در وسط آسمان، شكوه خيره كننده‏اى داشت...

    در چشم هايش، شعله‏اى سركش، از غرور زبانه كشيد و با خودش گفت: »خيلى بالاست، خيلى زيباست، شكوهمند و بى‏نظير است! بعد هم كمى اطراف خودش را پاييد و با جستى كوتاه دستش را به سوى ماه دراز كرد. اين كار را چندين بار تكرار كرد، گرچه مى‏دانست كه تلاشش براى گرفتن ماه، بيهوده است! با اين همه چيزى در درونش او را آرام نمى‏گذاشت.

 شايد گاهى با خودش زمزمه مى‏كرد، يا دست كم به دلش مى‏گذشت كه: چرا او بايد آن همه بالا باشد، و من در اين پايين؟

   به دنبال اين فكر، از اين سوى دشت به آن سوى دشت دويد. و هر از گاهى ايستاد و به آسمان چشم دوخت. ماه همچنان زيبا و دلربا بود و با نور نقره‏اى رنگش او را مسحور خويش ساخته بود.

   ا ندكى بعد، تپه‏اى نظر او را به خود جلب كرد. با خودش فكر كرد اگر برفراز آن تپه باشم، ممكن است بتوانم به ماه چنگ اندازم. پس از اين، نيروى تازه‏اى يافت و به سوى تپه شتافت. امّا روشن بود كه تلاشش بى‏ثمر است. در حالى كه حسادت و غرور، همه‏ى جانش را در برگرفته بود، باز هم در بيابان پيشتر و پيشتر رفت، تا اين كه قله‏ى بسيار بلندى مشرف بر درّه‏اى عميق نظرش را خود جلب كرد. آتش غرور و حسد، فرصت هيچ انديشه‏اى برايش باقى نگذاشته بود. با خودش گفت: از فراز آن تپه‏ى بلند، با جستى كوتاه، دامن ماه را فراچنگ خواهم آورد.

    لحظاتى بعد، او خويش را برفراز تپه يافت. غرورى شگفت‏انگيز بر جانش پنجه كشيد. سر را به سوى آسمان بلند كرد. نگاه ديگرى به ماه انداخت. در دل پوزخندى به آن زد و گفت: »تا چند لحظه‏ى ديگر در چنگ منى! بعد هم با نهايت غرور به هواپريد و چنگ گشود تا ماه را بگيرد، امّا ديگر هيچ چيز نفهميد.

     روز بعد، لاشه‏ى بى‏جان پلنگ مغرور، در انتهاى درّه به چشم مى‏خورد!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 بهمن1386ساعت 17:18  توسط جواد نعیمی  | 

62- قصه هاي مادران معصومين(ع) : باغبانان گل هاي آسمان و زمين

ناشر : به نشر ( انتشارات آستان قدس رضوي )

چاپ اول : 1381

چاپ دوم : 1383

چاپ سوم : 1384

جمع شمارگان : 9000 نسخه

150 صفحه – رقعي

   

     قصه هاي مادران معصومين(ع) در سيزده فصل و در قالب داستان به بيان نكته هاي مهم زندگاني مادران معصومين (ع) مي پردازد .مقدمه ي كتاب پيش آغاز نام دارد و در انتها فهرست منابع مورد استفاده آورده شده است . عناوين فصل ها از اين قرارند:

    يك گل ، دو آيينه

    يار آفتاب

    شاخه اي از درخت شكوه

    ريحانه ي روح نواز

    نهال بالنده ي ايمان

    از تبار نور

    نسيم مهر و سجاده

    ...با خاطرات طلايي

    گلبوته ي معنا

    رايحه ي خوشبوي مريم

    هديه اي از بهشت

    آيت بوستان معرفت

    بهار بركت و شكوفايي

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 بهمن1386ساعت 14:59  توسط جواد نعیمی  | 

 

61 – جرعه اي از جام ولا (قطعه هاي ادبي در باره ي چهارد ه معصوم علیهم السلام )

ناشر : بوستان كتاب -  قم

چاپ اول :1381

چاپ دوم : 1386

شمارگان : جمعا 4500 نسخه

96 صفحه

 

    اين كتاب در بردارنده ي پنجاه و سه نوشته ي ادبي در باره ي حضرات معصومين (ع) ونيز در باره  ي حضرت ابوالفضل و حضرت زينب - سلام خدا بر آنان باد – است . مقدمه اي با عنوان پيش آغاز نيز در ابتداي كتاب آورده شده .

          در بخشي از يك قطعه در جرعه اي از جام ولا چنين مي خوانيم :

      سلام بر سيد اوليا، شهيد والا مقام كربلا، سلام بر شقايق سرخ روييده در نينوا، سلام بر نور ديده ي بندگان خدا، سلام بر حماسه آفرين بزرگ عاشورا... اقبالي ما راست كه بر راه مان چراغ هدايت افروخته اند و به فراز آمدن بر سفينه ي رهايي نويدمان داده اند كه: ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه ...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت 8:24  توسط جواد نعیمی  |