تاریخ لب به خنده گشوده است. گل ها و پروانه ها جشن مشترک و با شکوهی بر پا کرده اند.آسمانیان بر اهل زمین نقل شادی می پاشند. افلاک بر رخ خاک بوسه می زنند. نسیم دست مهربان و نوازشگرش را شادمانه بر پیکره ی بوستان ها می کشد و در گوش شان نجوای مهر می خواند.
آفتاب از سر شوق بر پهنه ی آسمان می دود. ستاره ها سر از پا نمی شناسند. ابرها دست افشانی می کنند... تصویر هستی بدیع و زیبا شده است...
ای مراد جان های شیدا! ای روشنایی دل های ما! ای مظهر کرامت و لطف و صفا! ای تبسم ملکوتی معنا! ای امام رضا! خوش آمدی به دنیا!
رویش هشتمین گل سرخ توحید در باغستان همیشه سبز امید، بر همه ی سپید اندیشان مبارک و فرخنده باد.
برشی از کتاب "عشق هشتم" نوشته ی جواد نعیمی
