اغلب شاعران و اديبان، بيشترين همّ خود را مصروف بهرهگيرى از قوّهى خيال و پرداخت به صنايع كلامى مىكنند.
به راستى بايد پرسيد كدام شاعر يا اديبى است كه سرودهاش عبرتآميز و حاكى از واقعيت باشد؟ چنين كسانى در اقلّيتاند!
بسيارى از آنان مىگويند در بستر شعر و ادب، چيزى جز تخيّل و نماهاى طبيعى همچون كوهها و تپّهها و ...وجود ندارد. بدون شك گسترهى طبيعت يكى از مصادر شعر است امّا آن گاه كه معادلهى زندگى قائم به درگيرى ظالم با مظلوم است، شاعر مىبايد كه موهبت الهى شاعرى را، تنها در راه نصرت حق به كار گيرد و اين را به خوبى درك كند كه در چنين حال و هوايى، رودخانهى شعر او مىبايد در بستر ديگرى جريان يابد:
ا - نشر انديشهى دينى
خاطرهى تاريخ، از ياد بزرگمردان اين عرصه، خالى نيست؛ و مردان بزرگى همچون شاعر مبارز عرب »كميت اسدى« شاعر اهل بيت را به خوبى مىشناسد. كسى كه سرودههاى او از برترين شعرهايى است كه به تعريف رموز و انديشهى اسلامى، مىپردازد. و به همين گونه است وظيفهى شاعر و اديب اين روزگار و همهى روزگاران!
2 - تعبيرى از عقيده
به طور طبيعى، مردم از لقلقهى زبان، شعارگرايى و جدالهاى بيهودهاى كه آن ها را در اتخّاذ عقيده و انديشه سرگردان سازد، متنفرند و جاى هيچ گونه ترديدى نيست كه شيرينى كلام و عجين شدن آرمان با آن، همراه با برگ و بار معنوى شعر و ادب، گوشها را به سوى پيام اثر معطوف مىدارد و در نتيجه، رساننده و ابلاغگر انديشهها و عقايد مىشود.
3 - پردهى نمايش واقعيتهاى زندگى
پهنهى زندگى سرشار از شادىها و غمها، خويشها، كامرانىها و ناكامىهاست. وظيفهى شاعر، آن است كه ضمن عمل به وظايف و مسؤوليتهاى خويش، غمها و غصههاى مردم را به شادمانى و سرور مبدّل سازد؛ امّا پردهى نمايش شعر و ادب، هماره مىبايد نمايشگر انديشههاى عبرتآموز بوده و واقعيتها را از ميان خيالپردازىها و زندگى در دامن رؤياها، بيرون بكشد و به نمايش بگذارد.
برگرفته از کتاب حکایت ها و نکته های خواندنی