تبليغاتX
کتاب شناسی جواد نعیمی

کتاب شناسی جواد نعیمی

معرفی آثار جواد نعیمی

                                                 گُلْ باران

 روز خوبى بود

 شاپرك، چرخ زنان، خنده كنان

 روى يك بوته گل سرخ نشست

 كه نسيم آمد و با شبنم صبح

 صورت گل را شُست

 آفتاب، از سرِ مهر

 بوسه زد بر آن ها

 قاصدك هم آمد

 گونه بر گونه‏ى اين هر دو نهاد

 بعد از آن با شادى

 مژده‏اى داد به گل

 و به آواز بلند اين راگفت:

 »آمنه« خوشحال است

 گُلش امروز شكفت!

 عرق از روى گلِ سرخ چكيد

 و در آن بود عيان

 بوى پيغمبرمان!

 هر طرف مى‏پيچيد

 پس از آن، بوى گلاب

 شاپرك، قاصدك و گل، همگى

 يك صدا مى‏گفتند:

 روز ميلاد پيام آور ماست

 بچّه‏ها، اى ياران!

 شد جهان گلْ باران!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 8:59  توسط جواد نعیمی  | 

      اغلب شاعران و اديبان، بيشترين همّ خود را مصروف بهره‏گيرى از قوّه‏ى خيال و پرداخت به صنايع كلامى مى‏كنند.

      به راستى بايد پرسيد كدام شاعر يا اديبى است كه سروده‏اش عبرت‏آميز و حاكى از واقعيت باشد؟ چنين كسانى در اقلّيت‏اند!

      بسيارى از آنان مى‏گويند در بستر شعر و ادب، چيزى جز تخيّل و نماهاى طبيعى همچون كوه‏ها و تپّه‏ها و ...وجود ندارد. بدون شك گستره‏ى طبيعت يكى از مصادر شعر است امّا آن گاه كه معادله‏ى زندگى قائم به درگيرى ظالم با مظلوم است، شاعر مى‏بايد كه موهبت الهى شاعرى را، تنها در راه نصرت حق به كار گيرد و اين را به خوبى درك كند كه در چنين حال و هوايى، رودخانه‏ى شعر او مى‏بايد در بستر ديگرى جريان يابد:

 ا - نشر انديشه‏ى دينى

     خاطره‏ى تاريخ، از ياد بزرگمردان اين عرصه، خالى نيست؛ و مردان بزرگى همچون شاعر مبارز عرب »كميت اسدى« شاعر اهل بيت را به خوبى مى‏شناسد. كسى كه سروده‏هاى او از برترين شعرهايى است كه به تعريف رموز و انديشه‏ى اسلامى، مى‏پردازد. و به همين گونه است وظيفه‏ى شاعر و اديب اين روزگار و همه‏ى روزگاران!

 2 - تعبيرى از عقيده

      به طور طبيعى، مردم از لقلقه‏ى زبان، شعارگرايى و جدال‏هاى بيهوده‏اى كه آن ها را در اتخّاذ عقيده و انديشه سرگردان سازد، متنفرند و جاى هيچ گونه ترديدى نيست كه شيرينى كلام و عجين شدن آرمان با آن، همراه با برگ و بار معنوى شعر و ادب، گوش‏ها را به سوى پيام اثر معطوف مى‏دارد و در نتيجه، رساننده و ابلاغگر انديشه‏ها و عقايد مى‏شود.

 3 - پرده‏ى نمايش واقعيت‏هاى زندگى

      پهنه‏ى زندگى سرشار از شادى‏ها و غم‏ها، خويش‏ها، كامرانى‏ها و ناكامى‏هاست. وظيفه‏ى شاعر، آن است كه ضمن عمل به وظايف و مسؤوليت‏هاى خويش، غم‏ها و غصه‏هاى مردم را به شادمانى و سرور مبدّل سازد؛ امّا پرده‏ى نمايش شعر و ادب، هماره مى‏بايد نمايشگر انديشه‏هاى عبرت‏آموز بوده و واقعيت‏ها را از ميان خيال‏پردازى‏ها و زندگى در دامن رؤياها، بيرون بكشد و به نمايش بگذارد.

                       برگرفته از کتاب حکایت ها و نکته های خواندنی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 21:43  توسط جواد نعیمی  | 

  اکنون هیاهویی است در بیشه زار کلام! غوغایی است در فراسوی همه ی نبشته ها! تعزیه ای بر پاست در حریر نگاه ها! غلغله ای است در وادی حیرت! خونچکانی بال پروانگان؛ تنها منظر دیده های بی پناه است. بالش خواب ستارگان از رویای مصایب سرشار است! زیر چشم دل ها کبود ابتلای غم است!

   هجرت سرداران نور، سالار مردان آفتابین، خورشید های سه گانه، سروران سپید اندیشه، در جالیز جان های ما بذر اندوه می پاشد!

   رحلت جان گداز پیام آور نور و مهر و دانایی حضرت محمدبن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم و شهادت جان سوز فرزندان آن بزرگوار حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و خورشید تابناک خراسان حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیت و الثنا همه ی جان ها و جهان ها را به سوگ نشانده است!

   با بلوغ عاطفه در رگ های قلمم همگام می شوم تا برای شما در این مصایب دشوار، نسخه ی صبوری بنویسم و از شما تقاضا کنم که برای من - وبرای خویشتن خویش – بال هایی آرزو کنید برای پریدن به ساحت کوی قدسی و سرشار از محبت حضرات مصطفی و مجتبی و رضا - که از زبان همه ی پاکان دنیا بر آن بزرگواران درودی بی انتها روا باد – و برای نوشیدن نور ناب نوازش های  آن عزیزان!و برخورداری از سایه سار لطف و نگاه آنان.

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 10:47  توسط جواد نعیمی  |