تازه ترین نوشته ام امروز (۳۱/۴/۸۸) با عنوان فوق در روزنامه ی جمهوری اسلامی به چاپ رسیده. این مقاله را در این جا می توانید بخوانید :
معنايابي اسراف
اسراف به معني تجاوز از حد اعتدال است و در معاني وسيع كلمه به هرگونه تجاوز از حد در هر كاري كه انسان انجام مي دهد اطلاق مي شود. هرچند اين كلمه بيش تر ناظر بر هزينه ها و خرج ها و از ميان بردن نعمت ها و بهره گيري نادرست و ناشايست از داشته ها (دارايي ها وسايل و...) است .
بدون ترديد اسراف يكي از نكوهيده ترين كارها از ديدگاه اسلام و قرآن است . براساس آموزه هاي ديني ما اسراف كاري از برنامه هاي فرعوني به شمار مي رود. اسراف كاران اهل دوزخند. اين گروه مفسد به شمار مي روند و خداوند آنان را دوست نمي دارد...
بديهي است با توجه به رشد جمعيت مردم دنيا منابع روي زمين آن قدر زياد نيست كه بتوان دست به اسراف زد و مواهب خداوندي را بي جهت از ميان برد. افزوده براين كه اسراف سبب از بين بردن حقوق ديگران به دست اسراف كاران مي شود اسراف كاري خاستگاهي نفساني دارد و معمولا توام با خودخواهي خودپسندي و بيگانگي با خداوند با خلق اوست .
اگر نعمت ها و مواهب خداوندي به گونه اي شايسته منطقي و معقول و به دور از هرگونه افراط و تفريط مورد بهره برداري قرار نگيرد و اسراف و تبذير جامعه را فرا بگيرد عده زيادي (از جمله نسل هاي آينده ي ما) از اين نعمت ها و مواهب محروم مي شوند و هرگاه افراط و اسراف از ميان برود و از تجمل گرايي پرهيز شود ثروت ها و منابع در جهت توليد درست به كار گرفته مي شوند و راه رسيدن به استقلال اقتصادي كه مايه دوام و قوام دين و معيشت مردمان است هموار مي گردد.
آيين آسماني اسلام پيوسته ميانه روي و اعتدال را مي ستايد و استفاده از هيچ چيزي را بيش از نياز معقول روا نمي دارد و همواره اسراف و تباه سازي را تحريم مي كند. از آيات قرآن به خوبي استفاده مي شود كه اسراف نقطه مقابل تنگ گرفتن و سخت گيري است . مثلا در آيه 67 سوره ي فرقان (در صفات بندگان خدا) مي خوانيم :
« كساني كه به هنگام انفاق نه اسراف مي ورزند و نه به بخل روي مي آورند و سخت گيري مي كنند بلكه در ميان اين دو ميانه روي و اعتدال را بر مي گزينند. »
در اين زمينه در تفسير نمونه چنين آمده است :
اسراف و اقتار نقطه مقابل يك ديگرند... اسراف آن است كه بيش از حد و در غير حق و نابه جا مصرف شود و اقتار آن است كه كمتر از حق و مقدار لازم بوده باشد.
در يكي از روايات اسلامي تشبيه جالبي براي اسراف و اقتار و حد اعتدال شده و آن اين كه هنگامي كه امام صادق عليه السلام آيه فوق را تلاوت فرمود مشتي سنگ ريزه از زمين برداشت و محكم دردست گرفت و فرمود : اين همان اقتار است و سخت گيري . آن گاه مشت ديگري سنگ ريزه برداشت و دست خويش را چنان گشود كه همه آن بر زمين ريخت . در اين هنگام فرمود : اين اسراف است . بار سوم مشت ديگري سنگ ريزه برداشت و دست خود را كمي گشود به گونه اي كه مقداري از سنگ ريزه ها فرو ريخت و مقداري از آن ها در دستش باقي ماند و فرمود : اين همان قوام (اعتدال ) است .
باري بايد توجه داشت كه اصولا در بينش توحيدي مالك اصلي خداوند است و ما همه امانت دار اوييم . پس هرگونه تصرفي در اين امانت ها بدون اجازه و رضايت او و جز در راه حق زشت و ناپسند و نكوهيده است و خداوند به هيچ كسي نه اجازه ي اسراف مي دهد و نه بخل و تنگ چشمي را براي او روا مي داند.
اهميت و ضرورت عدم اسراف و روي آوردن به مصرف بهينه هنگامي روشن تر مي شود كه توجه داشته باشيم دنياي امروز بااحساس نياز و وجود مضيقه در پاره اي موارد به اين نتيجه رسيده كه بايستي به بازيافت مواد اهتمام بورزد. مثلا از زباله برترين كود را تهيه كند از همه تفاله ها و پس مانده ها و دوريختني ها وسايل تازه مورد نياز را بسازد. حتي فاضلاب ها را پس از تصفيه به آبياري مزارع اختصاص دهد زيرا به اين درك و دريافت رسيده كه مواد موجود در طبيعت محدودند و نمي توان به سادگي از آن ها چشم پوشيد و نبايد آن ها را به هدر داد و دور ريخت ...
از آن جا كه در آموزه هاي ديني به دو واژه ي اسراف و تبذير بر مي خوريم خوب است تفاوت اين دو را نيز بدانيم...
بقیه در ادامه ی مطلب...
ادامه مطلب
