تبليغاتX
کتاب شناسی جواد نعیمی

کتاب شناسی جواد نعیمی

معرفی آثار جواد نعیمی

دوستان عزیز مشهدی !

پاره ای از آثار مرا می توانید در نمایشگاه کتاب که تا دوم آبان ماه در محل دایمی نمایشگاه بین المللی مشهد برپاست تهیه کنید. برخی از این آثار عبارتند از :

عشق هشتم - گل واژه های عاشقانه- قصه های پنج گوهر- فیل وماه و خرگوش- زیارت - ماهی گیر و همسرش- مجموعه ی یازده جلدی یاران آفتاب - بوی گل محمدی- گوهری در صدف کعبه - ماه تنها - مرجان سرخ - سپهر سبز ستایش- شهید مطهری - حکایت ها و نکته های خواندنی - دختر خورشید- پسر آفتاب- موش و گربه و ستاره - قصه ی زایر کوچک - به عشق محبوب و ...

این کتاب ها را می توانید در غرفه های بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی - به نشر - نشر جلیل - پیوند اندیشه - عروج اندیشه و دیگر غرفه ها بیابید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 23:51  توسط جواد نعیمی  | 

  در آستانه ی فرخنده میلاد شادی آفرین امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی چاپ چهارم کتاب" عشق هشتم" مرا با شمارگان ۵۰۰۰ نسخه روانه ی بازار کتاب کرد. این اثر در بر دارنده ی قطعاتی ادبی در باره ی امام هشتم (ع) و مقالاتی برای خادمان و زایران آن بزرگوار است.

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 13:41  توسط جواد نعیمی  | 

این نوشته ی من در روزنامه ی قدس امروز (۲۰/۷/۸۸ ) است:

مدينه از برکت نفس او سبز مي شد و آفتاب صداقت از منزلگاه انديشه اش بر مي تابيد. کلامش رويش حق را بالنده مي کرد و قيامش در نيمه شبهاي تاريک با کوله باري از هديه، مستمندان و بينوايان را دلشاد مي ساخت. بيل در دست مي گرفت و به تلاش معاش مي ايستاد، و عشق به زندگي والا و پر معنا را در جانها زنده نگاه مي داشت.بر عظمتش همگان گواهند. آن گونه که «مالک بن انس» مي گفت: «در فضيلت و دانش و عبادت و پرهيز، بلند پايه تر از جعفر بن محمد(ص) چشمي نديده، گوشي نشنيده و انديشه اي، نشان ندارد.» آن امام همام، کوهي از وقار بود، دريايي از علوم، اقيانوسي از حکمت و فضيلت، گستره اي از رحمت و عبادت، که همتي بي همانند در بر آوردن حاجتهاي مسلمانان از خود نشان مي داد و لحظه لحظه هاي حياتش از تبرک ياد و نام خدا سبز و سرشار بود. چهره اي دوست داشتني، رفتاري سنجيده و متين، سينه اي انبوه از يقين و تلاشي گسترده در راه دين داشت. مفسر کتاب مبين، و حافظ ارزشهاي معنوي بود.
چندان علو روح و سعه صدر داشت که وقتي شنيد شخصي دشنامش داده و ناسزايش گفته، برخاست، قامت بست و پس از اداي نماز، دست به سوي آسمان گشود، که: بار خدايا! من او را بخشيدم، تو نيز از وي درگذر! »
آن بزرگ، بنيانگذار نشر حقايق و توجه به دقايق است. دانشگاهي که امام صادق(ع) بنيان نهاد، سرچشمه انقلاب فکري و فرهنگي عميقي در جهان اسلام شد و مرداني در محضر آن بزرگوار رشد يافتند که هر يک چونان خورشيدي از روزن زمان، بر تمامي جهان تابيدند و پايه هاي تشيع سرخ را استحکام بخشيدند.
نخل وجود والاي آن پيشواي ما، چنان ثمر داد، که مذهب ما را با نام خويشتن مزين کرد. آن بزرگوار به هنگام پرواز به ابديت در آخرين کلام و پيام خويش، از «نماز» گفت و فرمود: «آن کس که نماز را سبک بشمارد، شفاعت ما را در نخواهد يافت» درود بر آن سرو ساجد، آن رهبر ماجد و آن احياگر سنن محمدي و بينشهاي والاي علوي... سالگشت شهادت جان سوز آن مولا بر همه شيعيان و پيروان شيدايش تسليت و تعزيت باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 21:38  توسط جواد نعیمی  | 

95- فیل و ماه و خرگوش

نوشته ی عطیه الابراشی

ترجمه ی جواد نعیمی

تصویر گر : مهدی سلطانی

ناشر : بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی

چاپ اول : 1388

شمارگان : 3000 نسخه – خشتی

 

این کتاب در بر دارنده ی پنج داستان به نام های" فیل و ماه و خرگوش"، "گوهر گران بها"،" سکه ی گمشده"، "فیلسوف خم نشین" و "ویلیام تل" است که من آن ها را از زبان عربی به پارسی بر گردانیده ام. این اثر برای گروه سنی ج یعنی دانش آموزان سال های آخر دبستان منتشر شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 مهر1388ساعت 0:30  توسط جواد نعیمی  | 

دو مرد مسلح در بیابان با هم روبه رو شدند. آن دو نقاب به چهره داشتند. وقتی نزدیک یکدیگر رسیدند و در مقابل هم قرار گرفتند، هر یک از آن دو به گمان آن که دیگری راهزن است؛ دست به شمشیر برده و آماده ی نبرد شدند

آن ها شمشیر کشیده و به سوی یکدیگر حمله ور شدند. ناگهان یکی از آن دو، دچار حس غریبی شد و به مرد رو به روی خود گفت:

-         اکنون که می خواهیم با هم بجنگیم، بهتر است نقاب از چهره برداریم و از اسب پیاده شویم

به دنبال این سخن،هر دو از اسب پایین آمده و نقاب های خود را برداشتند. لحظه ای بیش نگذشته بود که یکی از دو مرد، شمشیرش را به کناری انداخت، طرف مقابل را در آغوش کشید و فریاد زد:

-         برادر !

مرد دیگر هم شمشیرش را انداخت و برادرش را بغل کرد. آن ها هر دو گریستند. اولی گفت:

-         چه خوب شد که همدیگر را نکشتیم و مجروح نکردیم!

دومی گفت:

-         من که اول تو را نشناختم . خدا را شکر که پس از سال های سال دوری از برادرم، دوباره او را پیدا کردم

سپس هر دو با خوش حالی سوار اسب های خود شده و در کنار هم به راهشان ادامه دادند.

                                                       «برگرفته از کتاب گل خوش بوی وحدت  از جواد نعیمی»

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 4:55  توسط جواد نعیمی  | 

به مناسبت گرامی داشت هفته ی دفاع مقدس  و به انگیزه ی بزرگ داشت یاد و نام و دلاوری های شهیدان و رزمندگان مان هشت قطعه ( رباعی ودو بیتی) از سروده های من امروز(چهارم مهر) در روزنامه ی کیهان به چاپ رسیده است. بخشی از این سروده ها را در این جا می خوانید. بقیه ی آن ها را هم می توانید در وبلاگ دیگرم (پردیس مهتاب) به نشانی زیر بخوانید:

                                               http:/javadnaeemi.blogfa.com                                                                                  

 ¤ سپيده
خورشيد به خون تپيده را ديدم من
آن عاشق سر بريده را ديدم من
با لهجه زخم بي شمارش مي گفت:
«در دامن شب، سپيده را ديدم من»

¤ قاصد
ما قاصد صبحيم و همه خوش خبريم
خون نامه فتح را به هر سو ببريم
با كاتب اين كتيبه نوراني
همپاي سپيده در ركاب سحريم

¤ سرو بي سر!
سپيده تا كه در خونت وضو كرد
سر از تن جدايت، جست وجو كرد
گلويت را كه در درياي خون ديد
به اشك ديدگانش شست وشو كرد

¤ صلاي عشق
آنان كه صلاي عشق را سر دادند
از نخل وجود خويشتن، بر دادند
تا عاشق صادق حقيقت باشند
با قامت افراشته اي، «سر» دادند          
+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 17:11  توسط جواد نعیمی  | 

این روز ها بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی مبادرت به تجدید چاپ و انتشار کتاب " قصه های پنج گوهر" من کرده است .این کتاب در بر دارنده ی قصه هایی از زندگانی پنج تن آل عبا علیهم السلام است. چاپ سوم این اثر با شمارگان ۳۰۰۰ نسخه به انجام رسیده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 4:11  توسط جواد نعیمی  |