<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کتاب شناسی جواد نعیمی</title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/</link>
<description>معرفی آثار جواد نعیمی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 10 Nov 2009 19:28:26 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دیدار در بیابان!</title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-154.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/STRONG&gt;دو مرد مسلح در بیابان با هم روبه رو شدند. آن دو نقاب به چهره داشتند. وقتی نزدیک یکدیگر رسیدند و در مقابل هم قرار گرفتند، هر یک از آن دو به گمان آن که دیگری راهزن است؛ دست به شمشیر برده و آماده ی نبرد شدند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آن ها شمشیر کشیده و به سوی یکدیگر حمله ور شدند. ناگهان یکی از آن دو، دچار حس غریبی شد و به مرد رو به روی خود گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         اکنون که می خواهیم با هم بجنگیم، بهتر است نقاب از چهره برداریم و از اسب پیاده شویم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به دنبال این سخن،هر دو از اسب پایین آمده و نقاب های خود را برداشتند. لحظه ای بیش نگذشته بود که یکی از دو مرد، شمشیرش را به کناری انداخت، طرف مقابل را در آغوش کشید و فریاد زد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         برادر !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مرد دیگر هم شمشیرش را انداخت و برادرش را بغل کرد. آن ها هر دو گریستند. اولی گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         چه خوب شد که همدیگر را نکشتیم و مجروح نکردیم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دومی گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         من که اول تو را نشناختم . خدا را شکر که پس از سال های سال دوری از برادرم، دوباره او را پیدا کردم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سپس هر دو با خوش حالی سوار اسب های خود شده و در کنار هم به راهشان ادامه دادند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                                 «برگرفته از کتاب گل خوش بوی وحدت»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 19:28:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ketabshenasi&amp;postid=154</comments>
<dc:creator>ketabshenasi</dc:creator>
<guid>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-154.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>«مرگ بر آمريکا»هم سرايي انديشه ها </title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-153.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;TABLE dir=rtl border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=1&gt;و این هم تازه ترین نوشته ی من در روزنامه ی قدس سیزدهم آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=514&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;BR&gt;از همان هنگام که بر دندانهاي تيز و چنگال هاي خون ريز استکبار و استعمار، نقش A . S . U ديده شد، و از همان زمان که پوزه هاي کفتارهاي ستمگر جهاني، جسم و جان مردم بي پناه دنيا بويژه مسلمانان تنها را هدف قرار دادند و از همان روزي که پليدان قصد جان جوانان جهان را کردند، در برابر هر حرف A . S . U يک کلمه پديد آمد و به يک جمله تبديل شد: «مرگ بر آمريکا»! &lt;BR&gt;مرگ بر آمريکا، خروش جان ها و دل هاي ستم ديده اي است که سالهايي متمادي سنگيني چکمه هاي استکبار را بر گرده هاي خويش احساس کرده اند! مرگ بر آمريکا، فرياد رساي همه مردان مردي است که با توطئه هاي پليدانه و برنامه ريزي هاي شوم مستکبران از ميان ما رخت بر بسته اند و به سوي معبود يگانه شتافته و دسيسه هاي استکباري را به شهادت نشسته اند! مرگ بر آمريکا، طنين فرياد هر کودک و بزرگسال، هر پير و جوان، و هر زن و مرد مسلماني است که در اقصي نقاط جهان، همواره مورد خشم و کينه و آزار جهان خواران و غداران قرار گرفته و مي گيرند! مرگ بر آمريکا، طنين امواج خروشان و آبي خليج هميشه فارس و يادآور مظلوميت کودکان، زنان و مرداني است که ناجوانمردانه به دست آمريکاييان در يک هواپيماي مسافربري پر پر شدند! مرگ بر آمريکا، ابراز تنفر همه آزادگان از قتلها، غارتها، توطئه ها، فسادها، ناجوانمردي ها، خود کامگي ها، وحشي گري ها، تجاوز کاري ها، درندگي ها و بدخويي هاي کاخ نشينان سياه دل آمريکايي است! مرگ بر آمريکا، تبلور داغ دلهاي مادراني است که با طرحها و توطئه ها و حمايتهاي آمريکا از تروريست هاي دولتي و جهاني، فرزندان و جگر گوشه هاي خويش را از دست داده اند! مرگ بر آمريکا، فرياد پنهان ذخاير و معادن ملي ملتهايي است که مورد چپاول و غارت آمريکا قرار گرفته و از دست صاحبان اصلي آن ثروت ها، ربوده شده اند! مرگ بر آمريکا، نداي بلند اديان توحيدي بويژه برترين آنها اسلام ستم ستيز و باطل گريز است که پيوسته دشمنان حق و در رأس آنها آمريکاي خونخوار، در مبارزه اي آشکار، آهنگ مقابله با آنها را دارند و به انحاي گوناگون در امحاي دين مبين مي کوشند و قصد مسخ و محو تعاليم مبارزپرور، ستم سوز و جهان گستر آن را در دل مي پرورانند! مرگ بر آمريکا، خشم پيدا و پنهان مردم آزاده اي است که عمال رژيم ضد بشري آمريکايي، حتي اگر بتوانند مجال نفس کشيدن را هم از آنان مي ربايند و همه آثار حيات را از زندگي آنان مي زدايند.مرگ بر آمريکا، مفهوم مخالفت با يک کشور را در بر ندارد. مرگ بر آمريکا يعني مرگ بر دولتي که تنها ايالتي از رژيم غاصب صهيونيستي است. دولتي که حامي ستم گستري ها، زياده خواهي ها، حق ستيزي ها، عدالت گريزي ها، پليدي ها، نسل کشي ها، تجاوزگري ها و دشمني با آيين توحيدي و انديشه هاي اسلامي است.مرگ بر آمريکا، تجلي اراده ملي براي رويارويي با کفر و باطل و انديشه و کردار صهيونيست هاست! مرگ بر آمريکا نه تنها فرياد و خشم و خروش ملي ايرانيان ستم ديده از آمريکاست، بلکه خواسته و فرياد همه جهانيان مظلوم و زخم ديده از سياست هاي استکباري است. اينک اين نغمه برآمده از دل و جان، از حلقوم عراق و افغانستان، از گلوگاه پاکستان، از دل دردمند فلسطينيان، از آسمان ويتنام و هيروشيما، از سلول هاي ابوغريب و گوانتانامو، از در و ديوار يمن و غزه و لبنان، از دل کره و کوبا و از ناي همه رنج ديدگان و ستم کشيده هاي دنيا به گوش جان هاي بيدار مي رسد! مرگ بر آمريکا، ابراز نفرت و اظهار برائت از دخالت هاي بي جاي سياست پيشگان آمريکايي در ايجاد فسادها و فتنه هاي ننگين و رنگين در کشورهاي دنياست! اکنون نواي هر ذره از عناصر هستي و دل خواسته ذريه آزادگان گيتي « مرگ بر آمريکاست! »از هنگامي که بذر «مرگ بر آمريکا» در مزارع دلها و جانها و زبانها روييد، اين خود سياست پردازان آمريکايي بودند که آن را آبياري کردند و به جوانه و برگ و بار نشاندند. بر اين اساس رشد و افزوني ميوه تنفر و انزجار از پليدي و پستي و خيانت و فساد و فسون و فريب و تخريب، ثمره باغبانان سياست استکباري است! &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 21:48:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ketabshenasi&amp;postid=153</comments>
<dc:creator>ketabshenasi</dc:creator>
<guid>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-153.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معرفی کتاب زیارت</title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-152.aspx</link>
<description>۹۶- زیارت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوشته ی جواد نعیمی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نقاش : مهدی سلطانی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ناشر : بنیادپژوهش های آستان قدس رضوی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شمارگان: ۲۰۰۰ نسخه ی خشتی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    این کتاب که برای کودکان سال های آخر دبستان نگاشته شده در قالب داستان برخی از آداب زیارت را به مخاطبان خود آموزش می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &quot;  زیارت &quot;این گونه آغاز می شود: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;   پدر گفت : بچه ها آماده شوید تا به حرم اما رضا علیه السلام برویم . مادر برای بر داشتن چادر و مقنعه اش به اتاق دیگر رفت . پدر در حالی که به طرف حمام می رفت گفت تا شما لباس های تان را بپوشید من غسل زیارت می کنم و می آیم. برادر کوچک ترم پرسید : غسل زیارت یعنی چه ؟ ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 16:14:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ketabshenasi&amp;postid=152</comments>
<dc:creator>ketabshenasi</dc:creator>
<guid>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-152.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مبارک باد طلوع ماه محبوب!</title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-151.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE dir=rtl border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=514&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&quot;مبارک باد طلوع ماه محبوب! &quot;عنوان تازه ترین نوشته ی من است که در روزنامه ی قدس امروز (۷/۸/۸۸) وبا نام مستعار نجم به چاپ رسیده است. این گونه :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گل واژه نور، مي شکوفد امشب &lt;BR&gt;آن رمز عبور، مي شکوفد امشب &lt;BR&gt;با آمدن امام هشتم، در دل &lt;BR&gt;گل هاي سرور مي شکوفد امشب &lt;BR&gt;«السلام عليک يا غريب الغربا! السلام عليک يا معين الضعفا! السلام عليک يا علي بن موسي الرضا! » &lt;BR&gt;اين طنين جاودانه صداي دل و جان همه مؤمنان جهان، بويژه ما ايرانيان است. ايراني که مي گوييم يعني دل سپرده به ايمان، يعني دل داده به عشق، يعني کشته و مرده محبت، يعني شناساي نور، يعني عاشق ولايت، يعني وابسته به سلسله خورشيدي امامت، يعني ساکن کوي رسالت... &lt;BR&gt;ايراني روشن ضمير، ايراني بيدار دل و آگاه، ايراني مشتاق نيکي و خير، دلي دارد به وسعت دريا، انديشه اي به سيالي نور، رفتاري بسان حرير و طينتي هم چون آسمان. او شيفته اهل بيت پيامبر صلي ا... عليه و آله و سلم است.او به يکتا آفريني عقيده مند است که چهارده گوهر ناب را در دسترس وي گذاشته تا با پيوستن و پي رفتن آنان لياقت بيابد که از هر چه زشتي و ناپاکي و تباهي است، درگذرد و به جاده هاي آبي ايمان برسد و بر راهوار تيز تک نيک بختي بنشيند و هماره رکاب دار توسن پيروزي و شادماني باشد. &lt;BR&gt;شادکامي ايرانيان از آن روست که پاره هايي از تن و پيکر پاک پيام اور مهر و داد و دانش را در سرزمين خويش دارند. ويژه تر از همه، مضجع نوراني و الهام بخش و شکوه آفرين مولاي هشتمين در اين زمين اهورايي است. ..&lt;BR&gt;                                                                                       بقیه در ادامه ی مطلب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 22:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ketabshenasi&amp;postid=151</comments>
<dc:creator>ketabshenasi</dc:creator>
<guid>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-151.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تیزهوشی / برشی از کتاب  حکمت های لقمانی / اثر جواد نعیمی</title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-150.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;   یک روز لقمان با خواجه ی خویش به قصد تفریح به کنار رودخانه رفت. خواجه با حریفی به بازی نشست و قرار آن ها این شد که هر کس باخت، یا نصف دارایی اش را به دیگری بدهد و یا نیمی از آب رودخانه را بیاشامد! اتفاقاً خواجه ی لقمان بازنده شد و مجبور شد که یکی از آن دو شرط را به جای آورد. او در دل بسیار غمگین بود! ناگهان چیزی به خاطرش رسید و از حریف خویش یک روز مهلت خواست. آن گاه لقمان را به حضور طلبیده و ماجرا را بازگفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;لقمان اندکی تأمل کرد، سپس سرش را بالا آورد و گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-       پاسخ او با من!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روز بعد ، لقمان به حریف خواجه گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-       آیا قرار شما این بوده که تمام آب رودخانه آشامیده شود، به گونه ای که رودخانه خشک شود؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-       نه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;لقمان افزود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-       آیا مقصود آبی است که دیروز در رودخانه جریان داشته یا آبی که پس از این به رودخانه خواهد آمد؟ کدام آب را باید بیاشامد؟ آن را معیّن کن!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حریف، حرفی برای گفتن نداشت و لقمان اضافه کرد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-       اگر هم آب روخانه در هنگام بازی مورد نظر بوده، دستور بده آن آب بازگردد تا خواجه آن را بیاشامد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 14:45:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ketabshenasi&amp;postid=150</comments>
<dc:creator>ketabshenasi</dc:creator>
<guid>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-150.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کتاب های من در نمایشگاه کتاب مشهد</title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-149.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دوستان عزیز مشهدی !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پاره ای از آثار مرا می توانید در نمایشگاه کتاب که تا دوم آبان ماه در محل دایمی نمایشگاه بین المللی مشهد برپاست تهیه کنید. برخی از این آثار عبارتند از :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عشق هشتم - گل واژه های عاشقانه- قصه های پنج گوهر- فیل وماه و خرگوش- زیارت - ماهی گیر و همسرش- مجموعه ی یازده جلدی یاران آفتاب - بوی گل محمدی- گوهری در صدف کعبه - ماه تنها - مرجان سرخ - سپهر سبز ستایش- شهید مطهری - حکایت ها و نکته های خواندنی - دختر خورشید- پسر آفتاب- موش و گربه و ستاره - قصه ی زایر کوچک - به عشق محبوب و ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این کتاب ها را می توانید در غرفه های بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی - به نشر - نشر جلیل - پیوند اندیشه - عروج اندیشه و دیگر غرفه ها بیابید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 20:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ketabshenasi&amp;postid=149</comments>
<dc:creator>ketabshenasi</dc:creator>
<guid>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-149.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز چاپ عشق هشتم</title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-148.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;  در آستانه ی فرخنده میلاد شادی آفرین امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی چاپ چهارم کتاب&quot; عشق هشتم&quot; مرا با شمارگان ۵۰۰۰ نسخه روانه ی بازار کتاب کرد. این اثر در بر دارنده ی قطعاتی ادبی در باره ی امام هشتم (ع) و مقالاتی برای خادمان و زایران آن بزرگوار است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 10:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ketabshenasi&amp;postid=148</comments>
<dc:creator>ketabshenasi</dc:creator>
<guid>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-148.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخل نور</title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-147.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;این نوشته ی من در روزنامه ی قدس امروز (۲۰/۷/۸۸ ) است:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مدينه از برکت نفس او سبز مي شد و آفتاب صداقت از منزلگاه انديشه اش بر مي تابيد. کلامش رويش حق را بالنده مي کرد و قيامش در نيمه شبهاي تاريک با کوله باري از هديه، مستمندان و بينوايان را دلشاد مي ساخت. بيل در دست مي گرفت و به تلاش معاش مي ايستاد، و عشق به زندگي والا و پر معنا را در جانها زنده نگاه مي داشت.بر عظمتش همگان گواهند. آن گونه که «مالک بن انس» مي گفت: «در فضيلت و دانش و عبادت و پرهيز، بلند پايه تر از جعفر بن محمد(ص) چشمي نديده، گوشي نشنيده و انديشه اي، نشان ندارد.» آن امام همام، کوهي از وقار بود، دريايي از علوم، اقيانوسي از حکمت و فضيلت، گستره اي از رحمت و عبادت، که همتي بي همانند در بر آوردن حاجتهاي مسلمانان از خود نشان مي داد و لحظه لحظه هاي حياتش از تبرک ياد و نام خدا سبز و سرشار بود. چهره اي دوست داشتني، رفتاري سنجيده و متين، سينه اي انبوه از يقين و تلاشي گسترده در راه دين داشت. مفسر کتاب مبين، و حافظ ارزشهاي معنوي بود. &lt;BR&gt;چندان علو روح و سعه صدر داشت که وقتي شنيد شخصي دشنامش داده و ناسزايش گفته، برخاست، قامت بست و پس از اداي نماز، دست به سوي آسمان گشود، که: بار خدايا! من او را بخشيدم، تو نيز از وي درگذر! » &lt;BR&gt;آن بزرگ، بنيانگذار نشر حقايق و توجه به دقايق است. دانشگاهي که امام صادق(ع) بنيان نهاد، سرچشمه انقلاب فکري و فرهنگي عميقي در جهان اسلام شد و مرداني در محضر آن بزرگوار رشد يافتند که هر يک چونان خورشيدي از روزن زمان، بر تمامي جهان تابيدند و پايه هاي تشيع سرخ را استحکام بخشيدند. &lt;BR&gt;نخل وجود والاي آن پيشواي ما، چنان ثمر داد، که مذهب ما را با نام خويشتن مزين کرد. آن بزرگوار به هنگام پرواز به ابديت در آخرين کلام و پيام خويش، از «نماز» گفت و فرمود: «آن کس که نماز را سبک بشمارد، شفاعت ما را در نخواهد يافت» درود بر آن سرو ساجد، آن رهبر ماجد و آن احياگر سنن محمدي و بينشهاي والاي علوي... سالگشت شهادت جان سوز آن مولا بر همه شيعيان و پيروان شيدايش تسليت و تعزيت باد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 18:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ketabshenasi&amp;postid=147</comments>
<dc:creator>ketabshenasi</dc:creator>
<guid>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-147.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معرفی کتاب فیل و ماه و خرگوش</title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-146.aspx</link>
<description>95- فیل و ماه و خرگوش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوشته ی عطیه الابراشی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترجمه ی جواد نعیمی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تصویر گر : مهدی سلطانی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ناشر : بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چاپ اول : 1388&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شمارگان : 3000 نسخه – خشتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این کتاب در بر دارنده ی پنج داستان به نام های&quot; فیل و ماه و خرگوش&quot;، &quot;گوهر گران بها&quot;،&quot; سکه ی گمشده&quot;، &quot;فیلسوف خم نشین&quot; و &quot;ویلیام تل&quot; است که من آن ها را از زبان عربی به پارسی بر گردانیده ام. این اثر برای گروه سنی ج یعنی دانش آموزان سال های آخر دبستان منتشر شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 20:59:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ketabshenasi&amp;postid=146</comments>
<dc:creator>ketabshenasi</dc:creator>
<guid>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-146.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیدار در بیابان!</title>
<link>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-145.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دو مرد مسلح در بیابان با هم روبه رو شدند. آن دو نقاب به چهره داشتند. وقتی نزدیک یکدیگر رسیدند و در مقابل هم قرار گرفتند، هر یک از آن دو به گمان آن که دیگری راهزن است؛ دست به شمشیر برده و آماده ی نبرد شدند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آن ها شمشیر کشیده و به سوی یکدیگر حمله ور شدند. ناگهان یکی از آن دو، دچار حس غریبی شد و به مرد رو به روی خود گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         اکنون که می خواهیم با هم بجنگیم، بهتر است نقاب از چهره برداریم و از اسب پیاده شویم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به دنبال این سخن،هر دو از اسب پایین آمده و نقاب های خود را برداشتند. لحظه ای بیش نگذشته بود که یکی از دو مرد، شمشیرش را به کناری انداخت، طرف مقابل را در آغوش کشید و فریاد زد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         برادر !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مرد دیگر هم شمشیرش را انداخت و برادرش را بغل کرد. آن ها هر دو گریستند. اولی گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         چه خوب شد که همدیگر را نکشتیم و مجروح نکردیم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دومی گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         من که اول تو را نشناختم . خدا را شکر که پس از سال های سال دوری از برادرم، دوباره او را پیدا کردم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سپس هر دو با خوش حالی سوار اسب های خود شده و در کنار هم به راهشان ادامه دادند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                       «برگرفته از کتاب گل خوش بوی وحدت  از جواد نعیمی»&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Oct 2009 01:24:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ketabshenasi&amp;postid=145</comments>
<dc:creator>ketabshenasi</dc:creator>
<guid>http://ketabshenasi.blogfa.com/post-145.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
